تبليغاتX
به نام نور.....
به نام نور.....
دغدغه های عده ای منتظر. 
قالب وبلاگ

زیر باران باد مُرد

مرگ را احساس باید کرد

کودکی که خود به یغما بردی

جهنمی را برپا خواهد کرد

زیر باران باد مُرد

در کویر سردِ وجدانت

در نبود قلبی در جانت

در کنار خودی

که

ادعای خدایی می کرد

زیر باران باد مُرد

در رگبارِ ریایِ راستینت

در سزایِ سوزشِ سردار ها

در تمنای ته مانده ی تردید ها

زیر باران باید مُرد

در خفایِ  خفتِ  خورشید ها

در خروشِ  خاموشِ  خناس ها

زیر باران باید مرد

از هیبت بد هیئت هشدار ها

از هبوطِ   هرزه ی  حسرت ها

زیر باران باید مرد

در ستایشِ  سنتِ  شیادها

زیر باران باد مُرد.....

 -----------------------------

باران یعنی نعمت

نعمت لیاقت می خواهد

 

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 22:31 ] [ اخوی ] [ ]

بی صدا و ساکت و بی ادعا

بی دل اما در دل دریا شنا

من پی یک قلب مریم گونه ام

پاک و باکر، عاشق و درد آشنا

در پی یک خواستگاه بی بدیل

یک تعلق گاه بی عقل و دلیل

سینه ام محتاج قلبی تازه است

قلبی از جنس تمنایی اصیل

کوچه های شب کمینگاهم شده

سجده بر خاک پروازم شده

من تمنا پیشه شهر شبم

عاشقی، رؤیای فردایم شده

خسته ام از این سراب آلودگی

شاکیم از خود از این وا ماندگی

مانده ام جا آنقدر در قاب تن

کرده خو روحم به ترس آلودگی

قدر یک فریاد از عمق وجود

در دل محراب در حال سجود

با صدای انفجار بغض خود

حالیش کردم که محتاجم به جود

او اگر گوید که ظرف آلوده ای

از همین دردست که تنها مانده ای

کل دردم را به من فهمانده است

گفته از درد "خودت" جا مانده ای

.........................................................

...خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد   ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد...

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 17:17 ] [ ماه جهان ] [ ]
به برادرم گفتم

با اینکه مرد هستم و نمی توانم همچون خانم ها با رعایت پوشش ظاهر و باطن و یا حیای باطن و ظاهر الگوی زن شیعه  و باعث سربلندی مادرمان فاطمه زهرا باشم و نه خدای ناکرده علف هرزه ای باشم در بوستان تشیع . ولی میتوانم آنطورکه فاطمه دوست داشت با آن برخورد شود و حتی  در مورد آن فکر شود  با دختران فاطمه برخورد کنم . مگر نه اینکه فاطمه پاری تن نبی است و هر که او را بیازارد نبی را آزرده و هرکه نبی را بیازارد  حضرت حق را آزرده ؛ مگر نه اینکه فاطمه مادر است برای تمامی شیعیان مگر نه اینکه فاطمه خود را از چشمان کور گدایی در پشت در مخفی میکرد مگر نه اینکه در و دیوار حجاب شد بر فاطمه و سنگری برای نادیده شدن در مقابل ملعون دوم مگر نه اینکه چادرش خاکیست برای ما به نشانه . مگر نه اینکه مادری اش برای حسن و حسین الگوی مادریست برای ما .

برادرم درست است که از من بزرگتر و من از تو خیلی کوچکتر ولی آن چه که در میان ما ثابت است روح دین است که به دست من و شما مرده است که یکی از ما ترس از گفتن و دیگری ترس از گفتن ، گفتنی ها دارد . و نقطه اشتراک مان دینداری بی روح است و سطحی.

و من متحجر به دلیل گفتن یکی از گفتنی های

و تو روشنفکر به خاطر خاموش کردن یکی از این روشنی ها

 و من.....................مقصرم زیرا کوچکی نکردم برای تو .

تا بزرگ شوی

و الخ.....

........................................

تمام سعی ام در این است

که تقدسات را فدای تمایلات نکنم

دختر فاطمه مقدس است همچنان که پسر فاطمه مقدس است.

ار چهل ۳۹تای آن مانده است

پله های راده

                اراده

                     ظرفیت

                             شخصیت

                                         معرفت

 

 

 

امضا::   م.ا

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 0:18 ] [ اخوی ] [ ]
شده ام بیت المقدس /

می خواهی خرابم کنی تا معبدت را بنا کنی؟

---------------------------------------------------------------------

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 23:52 ] [ اخوی ] [ ]
در زمانه ای که مجنون بسیار است و لیلی قطعی

دیوانه گی امریست روبه وفور

مجنون عاشق ؛ عشق را می شناسد

نه معشوق را

مجنون بودن گناه نیست.

مجنون بدون لیلی ؛بسیار است

----------------------

**چقدر سخت شد

** لیلی شناسی!!!!!!!

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 10:3 ] [ اخوی ] [ ]

هی هات و هی هو و ای زمانه ******  و ای زمانه بی سر و سامانه

هی هات و هی هو و ای زمانه  ******  وای زمانه بی نام و نیشانه

هی هات و هی هو و ای زمانه  ******  و ای زمانه کس کس نزانه

هی هات و هی هو و ای زمانه  ******  و  ای زمانه کس هویچ نزانه

هی هات و هی هو و ای زمانه  ******   زمانه کسَ ل ، کل بی کسانه

هی هات و هی هو وی مردمانه  ****** مردمان کل گیژ و کل حیرانه

هی هات و هی هو وی رنج و خمه ******   وای بار سنگین درد و ماتمه

خدای بان سر دادار دادرس ******   مر وژت خدا بوینه فریادرس

توانا وژتین قادر و علیم ******  مر وژت رهام کین اژ درد و الیم

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 3:26 ] [ حیران ] [ ]

هنوز آنقدر مایل به تاریکی نشدم که به نام دین و مذهب توجیهه کنم امیالم را

حتی اگر متهم به تحجر شوم

هنوز آنقدر کوفی نشدم که ۱۰۰ خط نامه بنویسم و آخرش در چاه مصلحت غرق شوم

حتی اگر متهم به بی تفاوتی شوم

هنوز آنقدر بی شرم نشدم که شرافت و حیایم را فدای شان شخصیت ام کنم

حتی اگر متهم به خشکی شخصیت و عبوس بودن شوم

هنوز آنقدر تیره نشده ام تا با رنگ روشنفکری مبتذل چهره ام را لجن مال کنم

حتی اگر متهم به کوته فکری شوم

هنوز آنقدر جسور نشده ام که در مقابل حرف معصوم نقلی مصموم بیان کنم

حتی اگر متهم به ترسو بودن شوم

و...و....

و

چ حبس ابدی بخورم من در تنهایی

به خاطر اتهام هایی واهی

و چ سکوتی کنم در فراق همدلی

ای خدا تو ، مرا؛ بس است

پس بگیر از من همه چیز را غیر خود

خالی کن همه را از دل

غیر خود

پاک کن همه را در ذهنم

غیر خود

---------------------------------------------------------------------------------------------------

تذکره: خیلی سخت است فقط برای خدا نوشتن

تذکره ایضاء: محرک نوشته بالا متن برادر حیرانم(حیران) بود . سالها بود اینجور تحریک به نوشتن نشده بودم

----------------------------------

نویسنده: متفکر نادان- چاه بلد - چ - اخوی

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 23:10 ] [ اخوی ] [ ]
سالها بود شعری رو می شنیدم و دوست داشتم اون رو حفظ کنم اما همیشه به دلیل اینکه هیچ وقت از بچگی نمی تونستم شعر حفظ کنم نتونستم یادش بگیرم و حفظش کنم.

تا اینکه چند روز پیش از زبان مادربزرگم اون رو دوباره شنیدم و از فرصت استفاده کرده و نوشتمش.اما ایندفعه وضعیت فرق می کرد چون حفظش هم شدم.

البته اطلاع ندارم این شعر آیا ابیاتی در دنباله هم داره یا فقط همین یک بیت هست.اما اگر بیشتر از این باشه خیلی دوست دارم کسی از دوستان قرار بده.

این شعر از ادبیات اصیل و فولکلور مناطق کرد نشین و از شعرهای بسیار با معنی هست که همیشه در من احساس خاصی رو القا می کرده. معنایی بسیار والا و گیرا در عین سادگی ، پاکی و بی آلایشی. سادگی بی مانند و به مانند سادگی و عمق تفکرات پدران ما و نگاه آنها به عالم واقع خودشون و حقایق جاری و ساری در آن.

این شعر ریشه در تفکرات و تصورات و براهین مردمان کرد داره که با زبانی بسیار دلنشین و در عین حال فلسفی به موضوعی ساده و طبیعی می پردازه .

حداقل تا جایی که بنده خبر دارم این شعر ریشه دار و بی مرزی در میان تمام کردها است از گوران تا قلخان و از لکستان تا کردستان که مرز قوم و قبیله ای نمی شناسه و در همه جا شنیده و زمزمه میشه.

زمزمه خداوندی که برای آنها والا و بینای قادر است ؛ احساسی که به انسان القا می شود که او می بیند (هو البصیر) و او والا و متعال است (هو عالی)،  قادر است به هر کار(هو قادر) حتی کارهایی که نشدنی به نظر می رسد چون جاری شدن سیل در جویباری خشک(هو معجز) .

که خود آن سیلاب  و خود آن نشانه هم دلیل و برهانی است از طرف او برای بشرش که بفهمد و ببیند و آگاه شود بر هستی ، هستی بخش.

فراموش نکردیم که قران کریم تمام رویدادهای اطراف ما رو نشانه هایی از طرف خداوند متعال برای ما دانسته اند ؛ از ساده ترین تا پیچیده ترین اونها اما این ما انسانها هستیم که نمی تونیم معجزات خداوند رو که هر آن و هر جا جلوی چشم ما هستن ببینیم.

چند روز پیش این شعر رو به همدلی  بزرگوار و عزیز فرستادم اما مجبور شدم به چند زبان ترجمه ش کنم.(شوخی کردم ناراحت نشین ها فلانی) امیدورام اینجا مجبور به این کار نشم و باز در کمال تعجب دیدم اولین بار هست این شعر رو میشنون.اما قول دادم در وبلاگ در موردش بنویسم که این پست ان شا اله وفای عهد حقیر باشه.

اما خود شعر:

شکراند پیم بو بینای بان سر         کوره گلالان لاف آو گرته ور

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 1:35 ] [ حیران ] [ ]

چونکه چو منصور زبان اسرار شدم                   سربرفراز و سر در بر دار شدم

چونکه رازگو و زبان اسرار شدم                       زبان سرخ در کام و سر سبز بر دار شدم

شهره عالم و افلاک که دوست ، شود                چه باک که سر در بر دار شود

چونکه گشوده راز و شهره آفاق شوم                چه باک و چه ترس که بر سر دار شوم

چونکه طریق و رهست که سر بر دار شود         چه قضا و چه قدر که سر در بر دار شود

چونکه سر در بر دار به عزت شود                    به ز سر برفراز داشتن و به ذلت شود

طریق آنست که دوست رضا شود              ورنه خیری نیست که سر در بر دار شود

[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 11:50 ] [ حیران ] [ ]

 نام گمنامى

اين پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است
من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود
در مقام وصل فهميدم كه سرجا مانده است
بى نشانى را خود من خواستم باور كنيد
نام گمنامى اگر ديديد تنها مانده است
من رفيقى داشتم همسنگرم جانباز شد
دست‏هايش يادگارى پيش مولا مانده است
آن بسيجى هم كه معبر را برايم باز كرد
ديدمش آن روز در تشييع بى‏پا مانده است
يادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام
زير نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است
پاسداريدش مبادا غفلتى خاكسترى
گيرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 20:58 ] [ حیران ] [ ]
خوش آنکه او را در دل بود ولای علی                که هست باعث رحمت به دنیی و عقبی

پناه شاه و گدا ملجا وضیع و شریف                  ملاذ پیر و جوان مهرب فقیر و غنی

مهین امام هدی بهترین دلیل امم                    ستوده شیر خدا فرخجسته صهر نبی

بدوست نازش قران بدین دلیل که هست          هماره نازش الفاظ را ابر معنی

همی پرستد او را جمیع خلق جهان                 اگر کند به خدایی خویشتن دعوی

به دست اوست سنائی که بود در که طور         به پای اوست شعاعی که در کف موسی

وزید رایحه لطف او به عیسی از آن                   پدید آمد تاثیر در دم عیسی

شود چو چشمه خورشید روشن ار برسد          زخاک پایش گردی به دیده اعمی

هزار لیلی در ولای او مجنون                          هزار وجنون اندر ولای او لیلی

نسیم مهرش جان بخش تر از آب حیات            سموم قهرش تن کاه تر زمرگ فجی

صفات او چه شمارم به یک زبان که بود            به صد هزار زبان لا تعد و لاتحصی

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 0:50 ] [ حیران ] [ ]
امام رضا (ع) فرمودند :

عقل شخص مسلمـان تمـام نيست ، مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد : 
۱.  از او اميد خير باشد.
۲. از بدى او در امان باشند.
۳. خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
۴. خير بسيار خود را اندك شمارد.
۵. هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
۶. در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
۷. فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
۸. خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
۹. گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد. 
۱۰. سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.

تحف العقول , 443

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:43 ] [ حیران ] [ ]
۱۰ روز نه

۴۵ روز نه

۳ ماه نه

حمله طبس نه

۸ سال جنگ نه

۸ ماه جنگ نه

و هنوز هم نه ها ادامه دارد در انقلاب ما

انقلابی که یک آری داشت و تا انتهایش نه هاییست که دشمنان می شنوند

الله اکبر

الله اکبر

الله اکبر

انقلاب ۳۰ ساله شد

 

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:39 ] [ حیران ] [ ]
بر زمین نشست و مشک بر دستان خسته اش                  آن سو فـــرات و کشتــی در گل نشسته اش
گل ها نمانده بود دگـــــر صـــــــــبر و تابشان                  دل ریش مـــی شد از عطـش آب آب شان
بغض امـــید در دل ســـقـا شــــکستـــــه بود                  روی لبش ردیف عطــــش نقــش بسته بود
دستـی از آسمان ، غم دل دریخت در سبوش                  از هرم عشق آمده خون در رگـش به جوش
روشــن شــد آسمــان شــب از ماه عارضـــش                  بــــالا گــــرفت نعـــره ((هل من مبارزش))
مـــــن خاک پای زاده زهــــــــرای اطــــهرم                  عبــــاس ، شیــــر شرزه ز اولاد حیـدرم
مــــادر نــــزاده پشت مـــــرا آنکـــه خـــم کند                 آن کیست در مــقـــابل مـــن قد عــلـم کند؟
انـــداخت لرزه  تا رجـــزش در نـــــگاه  شب                  مــــــانند مــــاه یک تــنـه زد بر سپاه شب
با اشــک دیده بر لــب دریـــــا وضو گرفت                  زد دســت رد به آب و چنین آبـــرو گرفت
تا کـــفر کــــوفه را بـبـــرد  رو به راه راست                  دست ازدو دست شست،که یک دست بی صداست
جــــان داد و بر نداشت دل از عهد با حســین                  تا آخــــــرین متاع نفس گفت یا حســــین
دردا  به ریش بود ،  نه بر ریشه ، دینشان                  حق را نــدیــد دیـــده برعــکــس بینشان
تـــقـــدیـــر رودهــــای جهــان اشک و آه شد                 الـــقـــصـــه آب پـــیــش خدا رو سیاه شد

علی فردوسی

[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 12:19 ] [ حیران ] [ ]

و اوست خدایی که قادر و توانا و دانا به پیدا و پنهان است

و اما بعد:

گذشت آن زمانی که مردمان ما فوتبال را زندگی تعبیر می کردند. این مورد را خیلی از ورزشی نویسان فهمیده اند و در ادبیات و لحن کلام خود به کار برده اند. فوتبالیست های  قدیمی برای مردم  توپ می زدند نه برای اینکه توپ هم تکانشان ندهد. بعد از این مدعا این ادعا را هم داشته باشم که قدیمی تر ها فوتبال بازی می کردند و نه بازی فوتبال. غیرت را چاشنی کار می کردند و نه بی غیرتی را مایه اعتبار.

و تو ای آقای رئیس که نه فوتبال را می شناسی و نه اخلاق را و نه هر آنچه که به غیرت و مردانگی و جوانمردی متصل است. تو با نام بازی جوانمردانه تختی را تخت زمین کردی و بعد هم درباره  غرور ملی افاضه فرمودی.

حال که فاجعه ای شرم آور که در مقابل لنز دوربین های خبرنگاران و بدبختانه در جلوی دوربین های رسانه ملی روی داده به سادگی شوخی ای می پنداری و با پوزخند های مضحک و بی اهمیتت - به راحتی لگد می کنی تمام اعتبار و شخصیت آن فوتبالیست های با اخلاق را و برابر می کنی آنی که ادب را پیشه کرد با آنی که بی شرمی کرد؛ بقیه حرف هایم را درد آور تر بیان می کنم تا شاید - تاکید می کنم شاید - بیدار شوی و این وامانده ی دو روزه را به آن  آخرتت تمییز دهی.

اگر شوخی چنین است پس دوستان دوران جاهلیت ما هم در مقابل دوربین رسانه ها با شما شوخی کنند  و شما هم به راحتی می توانید لبخند زنید و به این آن بگوئید که بزرگش نکنید این هم یک شوخی بود.(راستش را بخواهی جمله بالا را لاف آمدم  چون دوستان دوره جاهلیت ما هم این چنین کارهایی که دردانه های شما در مقابل چشم فوج فوج از مردمان انجام می دهند  بی شرمی می پندارند- بدتر اینکه حاضر نیستند این شوخی ها را علنی و در برابر دوربین ها انجام دهند)

اگر آن فعل کذایی را شوخی می پنداری پس باید منتظر صحنه های +۱۸ دیگری هم باشیم تا شاید شما ارتقا دهی درجه شوخی را به کار زننده و این طور که شما پیش میروید قطعا از تیم های آنتالیا و انجمن ... ایتالیا و دوستداران سواحل قبرس دعوتنامه دریافت می کنید.

اگر ناراحت شدید معذرت می خواهم شوخی بود ! زیاد تو فکرش نرو این جملات را برای خودت بزرگ نکن ٬ پوست صورتت خراب می شود.

راستی یک چیز را بگویم اگر جنبه شوخی نداری مدتی در اطراف شهر ما آفتابی نشو که بعضی از دوستان  انتظار تو را می کشند که با تو هم شوخی کنند از نوع دو نبش اش . 

باز هم می گویم ناراحت نشو شوخی کردم از نوع سوسولی اش.

.........................................................

زیر نوشت: بازی پیروزی - داماش بود که آن فاجعه رخ داد کلیپ اش در اینترنت ویلان است

و یک تاسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسف بزرگ


راستی جماعت این تذهبون؟؟؟؟؟

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 0:0 ] [ حیران ] [ ]

بسمه تعالی


« بیانیه تشکل دانشجویی مصباح در خصوص حذف نماینده دانشگاه آزاد در سخنرانی دیدار دانشجویان استان کرمانشاه با رهبری انقلاب »

قبل از هر چیز با تمام ارادت خود به محضر حضرت امام خامنه ای عزیز ، مولا و مقتدای ملت ، لازم می دانیم چند نکته را در خصوص حذف نماینده دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه (تشکل دانشجویی مصباح ) برای روشن شدن چرایی این قضیه در ذهن دانشجویان ارجمند بیان نماییم .هر چند آگاهیم که حضرت آقا از این مسئله اطلاعی نداشته و قلباً راضی نیستند . در ابتدا باید عرض کنیم که صحبت ، بیان مشکلات و پیشنهادات در خدمت رهبری گرانقدر فرصت طلائی در این زمان حساس برای دانشجویان بود که متأسفانه بدون ذکر هیچ دلیلی از ما سلب شد.


  1. از سه هفته قبل هماهنگی های لازم با تشکل دانشجویی مصباح در خصوص سخنرانی این تشکل به نمایندگی از دانشگاه آزاد کرمانشاه در دیدار دانشجویی با رهبری عزیز انجام شده بود ،که جلسات متفاوت و پی در پی چه در استانداری کرمانشاه و چه در دانشگاه رازی صورت گرفت و حتی مسئولین هماهنگی دیدار دانشجویی نیز حضور داشتند و تا بامداد روز دیدار هیچ اعلامی مبنی بر حذف شدن نماینده دانشگاه آزاد نشده بود.

  2. تشکل دانشجوئی مصباح این حق را برای خود محفوظ می داند که به نمایندگی از جامعه بزرگ دانشجویی دانشگاه آزاد کرمانشاه از مسئولین هماهنگی دیدار دانشجویی ، دانشگاه میزبان و مسئولین دانشگاه آزاد این سئوال را مطرح نماید که دلیل حذف یکی از ولایی ترین تشکلهای دانشجویی (بنا بر سابقه و حال ) و نماینده 25000 دانشجوی استان چه بوده است ؟

  3. تشکل دانشجویی مصباح مقصر اصلی را مسئولین دانشگاه آزاد می داند که چرا در مقابل این تبعیض واضح (از 6 سخنران ،5 نماینده از دانشگاه رازی ) ایستادگی نکرده و بعضاً با کم کاریهای خود هیچ تلاشی جهت پیگیری این مسئله مهم انجام ندادند و خود آقایان هم تا صبح روز دیدار از این مسئله با خبر نبودند ، که خود نشان از پیگیری مسئولانه حضرات دارد .

باید از مسئولین دانشگاه آزاد و رازی پرسید که دانشگاه صنعتی کرمانشاه با داشتن 3 سال سابقه تأسیس و دارا بودن کمتر از یک دهم دانشجویان دانشگاه آزاد چطور توانست یک نماینده به جایگاه بفرستد ؟

که البته نشان از پیگیری جدی مسئولین محترم این دانشگاه دارد.

4- تشکل دانشجویی مصباح ضمن اتمام حجت با مسئولین دانشگاه اعلام می دارد که آخرین بار است که با سعه صدر با شما رفتار می کنیم و بار بعد اگر احساس کنیم حقی از دانشجو سلب نموده اید یا برای احقاق حق دانشجو ذره ای از وظایف خود کوتاهی کرده اید دیگر ساکت نمی نشینیم و لب به ناگفته ها باز خواهیم کرد دانشجویان دانشگاه آزاد دیگر نمی خواهند بازیچه بازیهای سیاسی مسئولین دانشگاه باشند و چوب خود خواهیهای آنها را بخورند.

5- تشکل دانشجویی مصباح باردیگر با شعار« سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» با رهبری عزیزتر از جان خود تجدید پیمان کرده و بیان می کنیم که این نوشته نه از باب گله ، بلکه از باب وظیفه ایست که به نمایندگی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان بر دوشمان است و تا بدانند که تشکل مصباح ذره ای از وظیفه خود کوتاهی نکرده است و تا آخرین لحظه برای احقاق حق دانشجویان تلاش نموده است و از این باب در پیشگاه خداوند منان سرافکنده نخواهیم بود، انشاءالله

ضمناً متن آماده شده توسط تشکل مصباح در وقت 5 دقیقه ای که قرار بود در آن به بیان مطالب خود بپیردازیم در ضمیمه ارائه گردیده است.


والسلام علی عبادالله صالحین

تشکل دانشجوئی مصباح

25/7/90

******************************

« بسم الله الرحمن الرحیم »

الهی ایاک نعبد و ایاک نستعین .....

با سلام و درود به پیشگاه امام عصر ارواحنا فدا و روح ملکوتی امام راحل و شهدای والا مقام و نیز با اهدا سلام خالصانه ی 25000 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمانشاه به محضر ولی امر مسلمین روحی له و فدا حضرت امام خامنه ای ، مقدم پر خیر و برکت حضرتعالی را به خطه ولایت مدار ، شهید پرور و دلیر کرمانشاه گرامی داشته شادی ، شعف و مسرت خود را از این رویداد فرخنده و مبارک ابراز می داریم و در این مجال اجازه میخواهیم به بیان برخی دغدغه های جامعه ای دانشجویی استان بپردازیم .

جامعه دانشگاهی رسالت اصلی خود را ارتقای سطح فکر و اندیشه ی دانشجویان و جامعه می داند و در این راستا لزوم حرکت جهاد گونه و نشر روحیه کار و تلاش در همه زمینه ها اعم از علمی ، فرهنگی و اقتصادی بر کسی پوشیده نیست و ان شاء الله به یمن قدوم حضرتعالی این روحیه بیش از پیش نمود عملی خواهد یافت.

1-توجه بیش از پیش به معنویت به عنوان نقطه عطف و رشته واتصال همه برنامه ها و فعالیت های کشور ضرورتی انکار ناشدنی است و از دانشگاه به دلیل شور جوانی توأم با دانش و به عنوان مرکز همه تحولات کشور انتظار می رود در این عرصه نیز پیشرو باشد ؛ تربیت دینی و انقلابی دانشجویان نیازمند به اساتیدی است که خود تربیت یافته این مکتب باشند ، متأسفانه وجود ضعف هایی در این بخش غیر قابل انکار است و رفع این نقیصه مستلزم توجه ویژه حضرتعالی و توجه هر چه بیشتر به ارتباط موثر حوزه و دانشگاه و همچنین همت مضاعف مسئولین فرهنگی کشور است.

2-متون و منابع دانشگاهی بالأخص در حوزه علوم انسانی هم راستا با نیازها و ظرفیت های موجود جامعه اسلامی ما نمی باشد و همین منابع معیوب نیز به وسیله اساتید به جزواتی تبدیل شده اند که در اثر گذر زمان و بروز خطای انسانی مانع اعتلای علمی دانشجویان شده است ، برای رفع این مشکل پیشنهاد می شود یک شبکه رایانه ای واحد در میان تمام دانشگاه های کشور راه اندازی شود تا علاوه بر ممانعت از موازی کاری و پژوهش های تکراری موجبات هم افزایی علمی جامعه دانشگاهی و دسترسی آسان به منابع و مراجع داخلی را فراهم آورد.

3-کرسی های آزاد اندیشی که یگانه راه نجات دانشگاه ها از جمود و خمودگی است قصه پر غصه ی است ، اقرار می کنیم که قصور ما دانشجویان در این زمینه بسیار بیشتر از دیگران بوده است اما در عمل نیز می بینیم که بسیاری از رؤسای دانشگاه ها و دیگر مسئولان نه تنها حمایتی در این راستا از فعالان برگزاری این کرسی ها نمی کنند بلکه خود مانعی بزرگ بر سر راه فعالیت می باشند ، همه دانشگاهیان اعم از دانشجویان ، مسئولان و اساتید بدانند قصد ما شکستن ساختارها و باز کردن مجال برای سودجویان منحرف نیست بلکه می خواهیم در این بمباران خبری نا عادلانه مجالی برای تفکر و تأمل فراهم آوریم. تشکل دانشجویی مصباح افتخار دارد که از ترم گذشته با راه اندازی این کرسی ها اولین گام را در جهت نیل به این هدف والا برداشته است هر چند که از کم کاریهای خود آگاه و شرمساریم و برای جبران این قصورات از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد.

4-بی شک وجود وحدت رویه و فضای همدلی و اتحاد بین مدیران و مسئولان با حفظ هر گرایشی عامل تسریع دهنده به فضای پیشرفت می باشد ، وجود برخی منیت ها و عدم همدلی و همسویی مدیران و مسئولان موجب بروز اختلافات سطحی اما دامنه داری شده که نشر آن در فضای عمومی جامعه اولاً موجب تضعیف روحیه کار و تلاش در مردم و بروز رکود و عدم پیشرفت استان و ثانیاً منتج به دفع نوابغ و نیروهای توانمندی شده که می توانند عوامل موثری در نیل به پیشرفت استان را فراهم آورند.

5-استان کرمانشاه با توجه به پتانسیل های موجود اعم از موقعیت ویژه جغرافیایی ، قرارگیری در مرکزیت 5 استان غربی کشور ، ویژگیهای مشترک فرهنگی با آنها ، دارا بودن نزدیکترین مرز خاکی به کربلای معلی و همچنین بنیه قوی علمی قابلیت تبدیل شدن به مرکزیت علمی و اقتصادی غرب کشور و بالأخص قطب فرهنگی منطقه را دارا می باشد ، جهت تحقق به این اهداف زیر ساخت هایی لازم است که می توان به موارد زیر اشاره داشت:

الف) توجه به تسریع و راه اندازی راه آهن غرب کشور به عنوان یک نیاز منطقه ای و ملی.

ب) لزوم توجه به گسترش هر چه بیشتر صنایع ، خدمات و تجارت در راستای ایجاد اشتغال پایدار.

ج) لزوم تربیت نیروی انسانی متخصص با گسترش مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های استان.

د) توجه به محوریت قرار دادن مساجد و امامزادگان به عنوان پایگاه های اصلی فرهنگی.

6-در پایان بار دیگر عهد و پیمان خود را با رهبر عزیزتر از جانمان تجدید نموده و به تاثی از این شهیدان بزرگوار اعلام میداریم ، خط قرمز ما ولایت است و همواره بر حمایت از این آرمان با همه توان و تا آخرین قطره خون خود تحت امر ولی امرمان می مانیم.

و سلام علیکم و رحمته الله وبرکاته

[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ] [ 1:11 ] [ حیران ] [ ]

با حضورت شده نور باران شهر پائیزی ما بهاران  

                               آفتاب هدایت  دوباره  نور  باریده  بر قلب  یاران  

آمدم  تا دوباره  بگویم آمدی جان  ما جان  فدایت

                               ای که در قلبها جای داری جانی و جا عالم فدایت

درسهایت همه مشق عشق است پایداری وصبرو شجاعت 

                               جانمان این شعر است ؛ رهسپاریم  ما  با ولایت

عهد  خود را مجدد ببندیم ؛در ره عشق تو جان نثاریم  

                               سیدا افتخارم همین بس؛سایه لطف تو سایه سارم

******************************************************************

ساقیا   میخانه ات  را جمع  کن       ساقر  و  پیمانه ات  را جمع کن

می چه قابل در جوار مهر دوست      آنکه جان بی قابل اندر کوی اوست

******************************************************************

به به چه قیامتی به پا خواهد شد این شهر پر ازعطر خدا خواهد شد

خورشید ز باختر طلوع خواهد کرد پایان شب و صبح صفا خواهد شد

برف های بام شهر می گردد آب دلگرم دل فرشته ها خواهد شد

پائیز اگر چه هست پایان بهار آغاز بهار شهر ما خواهد شد

گویند طبیب درد ها می آید بیمار طبیب ک ه دوا خواهد شد

********************************************

رهبرا خون من قطره قطره سنگفرش قدوم شما باد

رهبرا جان من ذره ذره در ره آرمانت فدا باد

[ چهارشنبه بیستم مهر 1390 ] [ 2:35 ] [ حیران ] [ ]

این فیلم شامل تصاویری واضح و روشن از جنایت دراویش گنابادی و مظلومیت امت حزب الله کوار است

تصاویری که گویای دروغگویی رسانه های ضد انقلاب است رسانه های مدعی آزادی و حقوق بشر رسانه هایی که امروز بی آبرو تر از هر روز دیگر هستند.

این فیلم گواهی بر مظلومیت شیعه است گواهی بر باطل بودن دشمنان آن گواهی بر حقانیت مبارزه ی شیعه.

با تکثیر این فیلم از طریق موبایلتان خود رسانه ی حزب الله باشید.

لینک دانلود حجم2.6MB

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 22:17 ] [ حیران ] [ ]
با دانلود عکس و زوم کردن تصویر فرد مشخص تر می شود


این تصاویر از روی فیلم های موجود است که در صورت امکان به زودی نشر خواهیم داد در این فیلم با برگشتن دوربین به سمت چپ( بر روی مردم وارد شده به کوچه ) یکی از دانشجویان حزب اللهی توسط همین فرد مورد اصابت گلوله قرار می گیرد .

این دانشجوی عدالت خواه کواری که از 22 ناحیه مورد اصابت گلوله ی ساچمه ای قرار گرفته است درحال حاضر از ناحیه ی زانو دچار مشکل گردیده و برخی از اعصاب جلوی پایشان از کار افتاده است .

همچنین قابل ذکر است نیروی انتظامی دقیقاً کنار این دانشجو پشت یک دیوار با تجهیزات کامل ایستاده است و کمین گرفته و متاسفانه فقط نظاره گر این اتفاقات و شلیک های پشت سرهم دراویش به سوی مردم می باشد که انشا الله فیلم های آن را بتوانیم انعکاس دهیم چرا که این قسمت نشان میدهد که فردی که با لباس شخصی است و نیروی انتظامی گوش به حرف اوست همین موقع از پشت دیوار بیرون می آید و یکی از دراویش را به اسم صدا میزند و از او می خواهد که تیرانداز را به عقب ببرد که او نیز چنین می کند همچنین این فرد در صحنه ی دیگری درون درمانگاه با همین دانشجوی گلوله خورده که مشغول صحبت برای مردم است برخورد می کند .

دیروز به مدت نزدیک به دو ساعت گزارشی تصویری از عملکرد نیروی انتظامی کوار در این اتفاقات روی وبلاگ قرار داده شد که با نظر دوستان ان را برداشتیم چرا که بنایی نداریم برخی مسائل را رسانه ای کنیم و با تحویل دادن گزارش به دوستان اطلاعات نیروی انتظامی خواستار پیگیری موضوع شده ایم .

اما در صورتی که پیگیری از طرف نیروی انتظامی مشاهده نکنیم این گزارش را مجدداً منعکس خواهیم کرد.

در آخر از دوستان نیروی انتظامی شیراز که بعد از درگیری ها وارد منطقه شده اند و مجدانه برای برقرای امنیت تلاش می کنند کمال تشکر را داریم.


[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 22:15 ] [ حیران ] [ ]
طی آخرین خبر های بدست آمده دراویش مسلح شهرستان کوار در دو شب گذشته به برخی خانه های افراد مذهبی حملاتی داشته اند

به زودی تصاویر و مصاحبه ی خانه ی فرمانده پایگاه بسیج یکی از روستاهای کوار که مورد حمله ی دراویش قرار گرفته است و شبانه به گلوله بسته شده است همراه با کوره ی آجر پزی یکی از اهالی روستای اکبر آباد که مورد حمله قرار گرفته است و تجهیزات زیادی از آن نابود گردیده منعکس خواهد شد.

با همه ی این جسارت ها آنچه خاری است در چشم مردم باز شدن مغازه های دراویش کوار از روز سه شنبه می باشد.

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 22:15 ] [ حیران ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هر آنچه انسان را دغدغه ای است.
نويسندگان